آقامحمد خان قاجار بنیان سلطنت وقدرتش را تحکیم نمود ، برای سامان دادن به اوضاع جنوب شیخ نصر خان آل مذکور از عشایر طرفدار ایران را به حکومت بحرین منصوب کرد وتصمیم گرفت سید سلطان بن ثانی سلطان عمان را که بنادر جنوب ایران را مانند گواتر ،جاسک،چابهار بندرعباس به انضمام جزایر هرمز وقشم را تصرف کرده بود گوشمالی دهد.
کد خبر: ۶۲۷۲۳۷
تاریخ انتشار: ۱۵ تير ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۶ 06 July 2018

با افزایش ناامنی ها و زیاده خواهی های امامان عمان ، سرانجام در دوره فتحعلی شاه قاجار که درگیر جنگ با روسها بود و فرصتی برای رسیدگی به اوضاع جنوب و بنادر نداشت ، فرصتی مناسب به استعمار پیر فراهم شد و انگلیسی ها از کسوت تجارت خارج و با ناوگان جنگی به بهانه سروسامان دادن به اوضاع راهی خلیج فارس شدند.

 

بعد از اینکه
آقامحمد خان قاجار بنیان سلطنت وقدرتش را تحکیم نمود ، برای سامان دادن به اوضاع جنوب شیخ نصر خان آل مذکور از عشایر طرفدار ایران را به حکومت بحرین منصوب کرد وتصمیم گرفت سید سلطان بن ثانی سلطان عمان را که بنادر جنوب ایران را مانند گواتر ،جاسک،چابهار بندرعباس به انضمام جزایر هرمز وقشم را تصرف کرده بود گوشمالی دهد.

سید سلطان امام عمان از قدرت و قاطعیت آغا محمدخان ترسید ونماینده ای نزد والی فارس فرستاد واز در دوستی درآمد و توانست به وسیله او در سال ۱۷۹۵ میلادی فرمانی از آقا محمد خان بگیرد که به موجب آن بندر عباس وجزایر هرمز و قشم به مدت هفتاد وپنج سال به اجاره او واگذار شود و در مقابل متعهد شد سالی شش هزارتومان بابت مالیات بپردازد .بعد از این فرمان قدرت سید سلطان زیاد شد وشروع به دست اندازی اطراف ایران نمود.

در 12 اوت همان سال 1798،كمپاني هند شرقي بريتانيا توافقي با سلطان مسقط به امضا رساند كه به موجب آن سيد سلطان متعهد گرديد در مسائل بين المللي همواره جانب دولت بريتانيا را بگيرد و به بريتانيا اجازه دهد تا درصورت تمايل، در بندرعباس اقدام به استقرار پادگان نمايد.

 

آقا محمد خان که از جسارت امام عمان معذب شده بود در اوایل سال1797به شیخ نصر خان حاکم بحرین دستور داد به مسقط حمله کرده وسید سلطان را تحت اطاعت درآورد اما قتل ناگهانی پادشاه قاجار این نقشه را بر هم زد وسلطان مسقط وعمان هم چنان یکه تاز صحنه خلیج فارس باقی ماند .

بعد از مرگ سیدسلطان حکومت عمان و بنادر به سید سعید بن احمد رسید .

 

سيدسعيد بن احمد، در سال 1811 به موجب فرمان فتحعلي شاه قاجار لقب اشرافي خان گرفت و مجددا اجاره داري بندرعباس، بحرين، شميل و ميناب به وي واگذار شد.

امام مسقط در مقابل، پذيرفت كه عوارض و ماليات سالانه رابه حاكم فارس بپردازد. وي با جلب رضايت ايران، در سا ل1816 به بحرين حمله ور شد و براي مدتي آنجا در اشغال داشت. وي سپس شيخ يوسف بن نهبان را به عنوان نايب حكمران خود در بندرعباس محسوب نمود.

 

شيخ يوسف حاکم جدید بندرعباس که تحت امر امام عمان بود مرد دانا و زيركي بود. وي با سرعت به توسعه منابع اقتصادي و افزايش درآمد از سرزمين تحت اجاره پرداخت. وي كميز، دولت آباد ابراهيمي، سردره كچي و بندر خمير تا مجاورت كچ و مكران به همراه 330 روستا را به قلمرو خود افزود و بر برخي نواحي لارستان كنترل يافت.

 

براساس حقايق جغرافيايي، تاريخي وحقوقي مستند موجود از آغاز تا نيمه نخست قرن نوزدهم، هيچ حكومت يا دولتي درخليج فارس جز ايران وجود نداشت. بريتانيا در سال 1819 به بهانه جنگيدن با (شيوخ القاسمي) که بحران آفرین بودند ، وارد خليج فارس شده بود و مي كوشيد به بهانه مبارزه عليه تجارت برده، با بازرسي كشتي ها در اين دريا بر سراسر خليج فارس تسلط يابد.

 

در اوریل1819(1234ه-ق)یعنی در دوره فتحعلی شاه ، کاپیتن بروس فرمانده ناوگان انگلیس در خلیج فارس قراردادی با حسنعلی میرزا والی فارس امضاء کرد که تا وقتی ایران وسیله حفظ امنیت در خلیج فارس را ندارد این امر به عهد دولت انگلیس واگذار می شود.

به این ترتیب ایران یکی از حقوق خویش را به انگلیس داد. به دنبال این قرارداد در دسامبر1819ناوگانی مرکب بر شش کشتی جنگی ،سه هزارملوان از بمبئی عازم خلیج فارس شد فرمانده ناوگان مربوط سر ویلیام گانت کار بود که در ابتدا رأس الخیمه را با نیروی توپخانه خود تصرف نمود وسپس باقی شیخ نشین های ساحل خلیج فارس را بدون برخورد یا مقاومت جدی تصرف کرد وسپس با یکایک شیخ نشین ها مذاکره نمود ودر مورخ6تا11ژانویه 1820(1235ه-ق)قراردادهایی با آنها در منطقه واقع در شبهه جزیر عمان که به ساحل صلح مشهور است منعقد کرد که به موجب آن شیوخ یازده گانه متعهد شدند دست از جنگ وستیز با یکدیگر و تعرض در دریا بردارند وشیخ بحرین نیز در امضاء این قرار داد شرکت کرده و این امر مقدمه تحت الحمایگی انگلیس در منطفه مزبور شد . در اوت سال 1815انگلیس حق بازرسی کشتی های ایران را به منظور جلوگیری از برده فروشی بدست آورد .و نفوذشان در خلیج فارس افزوده شد و ناوگانی در بحرین به طور دایمی مسقر کردند.

 

هدف بريتانيا از ايجاد كنترل در اين دريا،جلوگيري از نفوذ روسيه دراينجا و ايجاد تهديد نسبت به هندوستان بود.برخلاف اين حقيقت كه بريتانيا مي دانست ايران تنها حكومت و دولت درخليج فارس است و يا اينكه شيوخ و قبايل جنوب در تابعيت سنتي ايران بودند، نيروهاي انگليسي بدون مشورت و اجازه ايران

در سال 1820 قبايل ياد شده عرب را در جنوب خليج فارس شكست داده، جزاير ايراني قشم و هنگام را اشغال كرده و با امضاي قراردادهايي قبايل جنوب را به تابعيت و تحت الحمايگي خود درآوردند.

از سویی شیخ یوسف حاکم بندرعباس نیز تا مرگ فتحعلي شاه در سال 1835 به دولت ايران وفادار ماند واز آن تاريخ به بعد از دادن مال الاجاره به دولت ايران را ممانعت کرد و عملاً ياغي شد و راه استقلال در پيش گرفت.

در اين دوره ياغي گري كه نوزده سال به دراز كشيد، اجاره نشيني سلطان مسقط در بندرعباس و توابع، عملاً به يك شيخ نشين نيمه مستقل عرب تبديل شد. همانند اميرنشين هاي عربي كه بريتانيا در جنوب خليج فارس درست كرده بود. مكاتبات متعدد مبادله شده ميان شيخ يوسف و افسران بريتانيايي از جمله سرگرد هنل به خوبي بيانگر تلاش شيخ يوسف براي ايجاد رابطهٌ تحت الحمايگي با بريتانيا است، همانند رابطه اي كه افسران انگليسي با شيوخ امارات تحت الحمايه در جنوب خليج فارس برقرار كرده بودند.

يك سلسله مكاتبات ديگر ميان كلنل شيل، وزير مختار بريتانيا در تهران، با دولت ايران نشان دهنده اين است كه منافع استعماري بريتانيا تمايل به تبديل بندرعباس و توابع به يك اميرنشين نيمه مستقل عرب در تحت الحمايگي بريتانيا داشت،.
بعدها دولتهاي ايران، تحت صدارت حاج ميرزا آغاسي و ميرزا تقي خان اميرنظام (اميركبير) در آن دوره نوزده ساله نتوانستند سركشي شيخ يوسف و مداخله هاي افسران استعماري بريتانيا را از ميان ببرند.

بريتانيا به اعتراض هاي رسمي حاج ميرزا آغاسي نسبت به اين قراردادها توجهي نكرد، بلكه براي رسميت حقوقي بخشيدن به دخالتهاي استعماري خود در خليج فارس كوشيد كه از راه گرفتن اجازه از دولت ايران (تنها موجوديت سياسي رسمي ومشروع در خليج فارس) در زمينه بازرسي كشتيها در اين دريا دخالتهاي استعماري خود را در خليج فارس رسميت و مشروعيت دهد.
ادامه دارد...

گردآورنده ومحقق / کاظم گلخنی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار