کد خبر: ۶۲۷۲۷۰
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۷ - ۰۲:۳۷ 02 October 2018

وقتی که ابر بر تو ببارد نخاله را

جدی بگیر مشکل و بحث زباله را

این خانه نیست، مدرسه و شهرموش هاست
ما داده ایم فرصتِ این استحاله را

در ذهن برگ، آهن و سیمان زباله اند
آتش زدند جنگلِ درهم مچاله را

تب کرده شهر در نفسِ گندِ جوی ها
دکتر کجاست تا بنویسد رساله را؟!

دارد اسید می چکد از پلک های شهر
تُف کرده ابر بر سرِ عالم تُفاله را

گل های شهر کاغذی و واژگونه اند
باران کجاست تا بدمد دشتِ لاله را

قمری به دود خو نگرفته ، شنیده ام
دیگر نخوانْد نغمه ی پر کن پیاله را

با یک نگاه گرچه شدم متهم ولی
از ما گرفت چشم تو حق الوکاله را

شاعر، زکاتِ شعر تو وقتی سرودن است
باید نوشت مطلب و شعر و مقاله را

مالیدنی ست ماست به هر جا و هر چه هست
باید کشید یکسره انواعِ ماله را

گاهی کلام، کوه و تلی از زباله است
بر من ببخش بار دگر این اِطاله را

انتهای پیام/*

برچسب ها: میچکد ، زباله ، مچاله
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار