طنز کلپک سلام
کد خبر: ۶۳۴۹۰۷
تاریخ انتشار: ۰۳ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۰:۳۳ 25 July 2018

 

در جنگل سنجابی می شناختم که هر روز صبح زود سر كار ميرفت و با دقت تمام مشغول جمع آوری فندق و ميوه دانه های خوراکی برای صندوق ذخيره زمستانی جنگل می شد ،خيلی هم از کارش راضی بود. 

 

متأسفانه رئيس صندوق كه يك خر نفهم بود از اينكه می ديد سنجاب می تواند بدون ناظر و مراقب کارش را به نحو احسن انجام دهد، بسيار متعجب بود.

بنابراين بز پيری كه تجربه بسيار بالايی در نظارت داشت با حقوق بالا استخدام كرد تا اين موضوع را بررسی كند.اولين تصميم بز  راه اندازی دستگاه ثبت ساعت ورود و خروج بود

بز پير  سپس دو بره جوان را به عنوان منشی و ماشين نويس( با روابط عمومی بالا )برای دفترش استخدام کرد ، او همچنين برای مديريت بايگانی و تماسهای تلفنی، خرگوش خوشگلی که شايع بود، فاميلش هست استخدام کرد.

کل اين سيستم با حقوق مکفی و اضافه کار، ساخته شد فعاليت سنجاب زحمتکش را زير نظر بگيرد.

خر نفهم که فاميل دور بز پير بود، از گزارشات اين علفخوار  لذت می برد و از او خواست كه نمودارهايی كه نرخ توليد صندوق ذخيره را توصيف مي كند، تهيه کند كه با آن بتواند روندها را تجزيه تحليل كند.

خر قصد داشت از اين نمودارها که عمدتاً غير واقعی بود، برای گول زدن جرايد و راضی کردن هيات مديره جنگل،  استفاده كند.

بنابراين بز پير با هزينه جنگل، يک سيستم نرم افزاری جديد  به همراه تجهيزات سخت افزاری مربوطه را  برای اجرای اين طرح چرند، خريداری کرد.

 او از يک خوک نيز برای مديريت واحد تكنولوژی اطلاعات استفاده كرد.

سنجاب بيچاره كه زمانی بسيار راحت کارش را  با بيشترين  راندمان برای جنگلی ها انجام ميداد، با اين حد كاغذ بازی افراطی و جلساتی كه بيشتر وقتش را هدر می داد، متنفر شد، شروع به گلايه و شکايت کرد.

جناب خر هم به اين نتيجه رسيد كه زمان آن رسيده كه شخصی را به عنوان مسئول واحدی كه سنجاب در آن كار ميكرد، معرفی كند. اين سمت به سگی تنبل داده شد. اولين تصميم سگ  خريد يک سيستم دوربين نظارتی جنگلی با هزينه بسيار سنگين بود، هدف سگ زير نظر گرفتن سنجاب بدبخت زحمتکش بود.

اين مسئول جديد يعنی هاپو خان هم به  چندين تبلت و لب تاپ و  كامپيوتر و يک دستيار شخصی به منظور كمك به برنامه بهينه سازی استراتژيک کنترل نياز پيدا كرد.

حالا  اداره صندوق ذخيره جنگل  که سنجاب در آن كار می كرد به مكان غمگينی تبديل شده بود كه ديگر هيچ كسی در آن نمی خنديد و همه برای هم زير آبی ميرفتند. در اين زمان بود كه هاپوخان  ، جناب خر را متقاعد كرد كه نياز مبرم به شروع يک مطالعه سنجش شرايط محيطی وجود دارد.

به همين خاطر  قاطری كه مشاوری شناخته شده و معتبر بود، براي مميزی و پيشنهاد راه حل اصلاحی استخدام کردند. قاطر هم سه ماه را در آن اداره گذراند و با يك گزارش حجيم چند جلدی باز آمد. نتيجه نهايی اين بود: «تعداد كاركنان زياد است».

جناب خر هم پاداش کلانی به برادر زاده اش قاطر داد و سپس سنجاب زحمتکش را اخراج کرد .

جالبه بدونيد الان اداره صندوق ذخيره جنگل، بدون هيچ ذخيره خوراکي هنوز پا برجا و حجيم تر از قبل فعال است.

 

 

منبع : روزنامه ندای هرمزگان

 

 

انتهای پیام / کاظم گلخنی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار