نوشته ی: راشدانصاری(خالوراشد)
کد خبر: ۶۴۱۹۵۳
تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۵:۰۰ 11 August 2018

 

قبل از هر چیز این را بگویم که بنده نمی دانم تا این لحظه شغل روزنامه نگاری را( البته شغل که محسوب نمی شود!) به عنوان مشاغل زیان آور به حساب آورده اند یا خیر؟

اگر آورده اند که فبهاالمراد، اما اگر نیاورده اند این مطلب را بخوانند و بیاورند! ممنون.
بنده به ابعاد گوناگون و مشکلات دیگر این صنف(اگر صنف به حساب بیاید!) کاری ندارم، اما خداییش شما در این حرفه (اگر حرفه محسوب شود!) کسی را می شناسید که از کارش سود برده باشد ؟

آیا جز ضرر و زیان چیز دیگری نصیب این قشر آسیب پذیرِ ( که قطعا جزو قشر آسیب پذیر به حساب می آید!) جامعه شده است؟! هم ضرر مالی و هم جانی. خبرنگاری را می شناسم که در حال فرار از دست طلبکارهایش با سر خورده زمین و سر و دستش شکسته است. مچ دست شکسته اش را که دیدم، گفتم شما اهل قلم واقعی هستید!
کدام خبرنگار واقعی را می شناسید که هشت اش گرو نُه نباشد؟ آیا در کشور سراغ دارید خبرنگاری که از طریق نوشتن و تهیه خبر، مقاله و...به نان و نوایی رسیده باشد؟ به جز تعداد اندکی که حساب شان از خبرنگار جداست!

هنوز قسط ماه قبل را نپرداخته اند که ماه بعدی با دو صد متر از راه می رسد.هنوز قبض برق را پرداخت نکرده ایم که قبض آب و تلفن و کوفت و زهر مار آمده است. هنوز اجاره ماه قبل خانه را نداده ایم که ماه بعدی رسیده است. خبرنگار خانمی می گفت، النگوهایش فروخته است تا اجاره خانه را پرداخت کند.خب، خودتان قضاوت کنید چقدر سخت است خانمی طلاهای خود را بفروشد. یعنی از عزیزترینش دل بکَند!
اگر حرفه ی خبرنگاری زیان آور نیست، پس چه چیزی زیان آور است؟ تنها سیگار نیست که برای سلامتی زیان آور است! خبرنگاری از شیشه هم زیان آورتر است....آیا به نظر شما اداره کل فرهنگ و ارشاد و خانه مطبوعات در روز خبرنگار به خبرنگار یاد شده تعدادی النگو تقدیم می کنند؟! ما که چشمم مان آب نمی خورد.( چون هنوز بابت تجلیل از خودمان بدهکارند! تازه از سال گذشته تا کنون دو جلد کتاب چاپ کرده ایم دریغ از خرید حتی یک جلد!)

این درست که بیشتر اقشار جامعه به لطف مسوولان با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنند، اما درآمد خبرنگار را هم باید در نظر گرفت. دوست اهل قلمی می گفت:« تنها درآمد من در این ماه پدرم بوده...!».
از طرف دیگر خبر حوادثی و مخاطب پسند را تهیه و چاپ می کنیم، به دستگاه قضا بر می خورد که مثلا :« ما هنوز روی فلان پرونده داریم کار می کنیم ، شما با اجازه ی چه کسی فلان خبر را منتشر کردید؟!» و بلافاصله ده ها ماده و تبصره های حقوقی و....می آورند و در جا محکوم مان می کنند.
در حوزه ی فرهنگ و هنر نقد می نویسیم ، به فرهنگ و ارشاد بر می خورد و نتیجه اش می شود این که آگهی های حصروراثت، تغییرات، سهمیه کاغذ و....از آن تاریخ به بعد پَر!(یعنی پرید رفت دنبال کارش!).
شما بفرمایید روزنامه ای که آگهی نداشته باشد ، آیا ضرر نمی کند؟ اگر این ضرر و زیان نیست ؟ و شغل ما جزو مشاغل زیان آور نیست، پس چه چیزی زیان آور است؟

در زمینه ی ورزش مطلب می نویسیم ، دوستان اداره کل ورزش و جوانان و هیات های محترم، سایه مان را با تیر می زنند.(به ویژه اگر از فدراسیون تیر و کمان و هیات تیراندازی انتقادی کرده باشیم که واویلا!). چرا که دوستان مستقیم با تیر سر و کار دارند و کارشان شوخی بردار نیست!
و ده ها موارد دیگر که می توان به موارد مزبور اضافه کرد و خبرنگاری را جزو مشاغل خیلی زیان آور به حساب آورد.
مورد آخری را خدمتتان عرض می کنم و از خدمت مرخص می شوم. مثلا ، تعاونی مسکن مطبوعات که ۱۰ سال است اعلام می کنند دو ماه دیگر کلید واحدها را تحویل می دهیم. اما بلانسبت اگر پشت گوش مان را دیدیم، کلید هم می بینیم. سال هاست قفل به دست منتظر کلیدیم اما به قول شاعر:« کلید گم گشته و در وا نمی شه!». می فرمایید این کجایش به مشاغل زیان آور ربط داشت؟ الساعه عرض می کنیم.

اعضای تعاونی با هر بار قولی که مسوولان می دهند و عمل نمی کنند، علاوه بر این که روز به روز به تعداد موهای سفید سر و اگر مرد هستند سر و صورت شان اضافه می شود، یک سکته ی ناقابل ناقص هم می زنند...
حالا نرخ لوازم خانگی مورد نیاز هر واحد و ....که هر دقیقه در حال بالا رفتن است، نیز به موارد قبلی اضافه کنید تا نتیجه را ببینید.

در پایان یک خبر خوش هم بدهیم تا کمی کامتان را شیرین کرده باشیم. رییس تعاونی مسکن قول داده است این بار دیگر حتما دو ماه دیگر کلید تحویل....

 

 

 

 

 

 

انتهای پیام/*

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار